ترجمه "vaimo" به فارسی

زن, خانم, زنانگی بهترین ترجمه های "vaimo" به فارسی هستند.

vaimo noun دستور زبان

Avioliitossa oleva nainen.

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • زن

    noun

    همسر مونث یا زن

    Aviomies saa olla sukupuolisuhteissa ainoastaan vaimonsa kanssa ja vaimo ainoastaan miehensä kanssa.

    زن باید فقط با شوهرش رابطهٔ جنسی داشته باشد، و شوهر هم فقط با زنش.

  • خانم

    noun

    Herra Lang lahjoitti vaimonsa ansiot ilman hänen suostumustaan.

    خانم لنگ درخواست کردند همسرشون بدون اجازه ايشون کسب کنند.

  • زنانگی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • زوجه
    • عیال
    • مونث
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vaimo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vaimo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vaimo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه