ترجمه "vaiva" به فارسی
اشکال, بیماری مزمن, دردسر بهترین ترجمه های "vaiva" به فارسی هستند.
vaiva
noun
دستور زبان
-
اشکال
noun -
بیماری مزمن
noun -
دردسر
nounIhanaa, että näit kaiken tämän vaivan, mutta ketä yrität huijata?
که خودت رو درگير اين همه دردسر کردي ولي داري کيو گول ميزني ؟
-
ترجمه های کمتر
- دلواپسی
- رنجش
- زحمت
- سختی
- سردرد
- غم زدگی
- فلاکت
- مایه زحمت
- مشقت
- نگرانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vaiva " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vaiva" با ترجمه به فارسی
-
ناراحت کردن
-
آخښل · آزردن · تحریک کردن · تحمیل کردن · دامنگیر کردن · دچار کردن · رنجاندن · رنجه داشتن · زدن · سرشتن · شکست دادن · ضربت زدن · عصبانی کردن · لخت کردن · مبتلا کردن · متوقف کردن · مزاحم شدن · مزین کردن · معترض شدن · ناراحت کردن · نق زدن · هم زدن · ورز دادن · پریشان کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن