ترجمه "vakava" به فارسی
آرام, خطرناک, سخت بهترین ترجمه های "vakava" به فارسی هستند.
vakava
adjective
دستور زبان
-
آرام
adjectiveHän oli hyvin helpottunut tiedosta, ettei kysymys ollut mistään vakavasta, mutta myös melko utelias.
او از شنیدن این خبر بسیار آرام شد، از اینکه مسئله جدی نبود، بلکه در عوض موضوعی نسبتاً کنجکاو کننده نیز هست.
-
خطرناک
adjectiveJa mikä vielä vakavampaa, hujan hajan lojuvat lelut ja työkalut voivat olla vaarallisia.
ریختن اسباببازی و لوازم کار در منزل بسیار خطرناک است.
-
سخت
adjectiveMyöhemmin sain tietää, että työkaverillani oli ollut vakavia terveysongelmia ja paljon stressiä.
بعداً متوجه شدم که او سخت بیمار شده بود و تحت فشار زیادی قرار داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vakava " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vakava" با ترجمه به فارسی
-
بزه · جنایت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن