ترجمه "valokuva" به فارسی
عکس, تصویر, فوتوگرافی بهترین ترجمه های "valokuva" به فارسی هستند.
valokuva
noun
دستور زبان
-
عکس
nounTämä oli viimeinen valokuva, joka oli otettu hänestä, ennen kuin hän lähti.
اين آخرين عکسي بود که قبل از رفتنش گرفته.
-
تصویر
nounTällä voit mukauttaa valokuvien tiedostonimiä siirron yhteydessä
برای سفارشی کردن نام پروندههای تصویر طی بارگیری ، این گزینه را روشن کنید
-
فوتوگرافی
noun -
عکس فوری
nounIkään kuin ottaisimme valokuvan tästä huoneesta sellaisenaan,
میشه گفت چشم ما از اتاق به شکلی که هست یک عکس فوری میگیره٬
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " valokuva " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "valokuva" با ترجمه به فارسی
-
عکس ها
-
عکسبرداری کردن
-
فیلم استریپ
-
عکسبرداری کردن
-
آلبوم · آلبوم عکس
-
مشاهده گر تصویر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن