ترجمه "vanha" به فارسی
پیر, کهنه, kohne بهترین ترجمه های "vanha" به فارسی هستند.
vanha
adjective
دستور زبان
-
پیر
adjectiveEmmekä lymyile siltojen alla, senkin vanha kärttyinen peikko!
و ما هم زیر پل ها قایم نمیشیم غول پیر بداخلاق!
-
کهنه
adjectiveTämä vanha järjestelmä on häviämäisillään, ja me odotamme parempaa järjestelmää.
این سیستم کهنه دارد نابود میشود و ما چشم انتظار سیستم بهتری هستیم.
-
kohne
adjective
-
ترجمه های کمتر
- باستانی
- دیرین
- قدیمی
- پیشین
- کهن
- بازمانده
- سابق
- ساله
- قبلی
- مسن
- موروثی
- کهنسال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vanha " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vanha"
عباراتی شبیه به "vanha" با ترجمه به فارسی
-
در قدیم · در گذشته
-
روباه پیر
-
چند سالت است؟ · چند سالت هست
-
سنگواره · فسیل
-
ساحره · مادربزرگ
-
زمان پیش
-
ثروتمند · قاشق نقره
-
عهد عتیق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن