ترجمه "vanhin" به فارسی

فرزند ارشد, نخست زاده, بزرگتر بهترین ترجمه های "vanhin" به فارسی هستند.

vanhin adjective noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرزند ارشد

    adjective noun

    Olin lapsista vanhin, joten autoin siskoni ja kahden veljeni opettamisessa.

    از آنجایی که فرزند ارشد خانه بودم در تعلیم به خواهر و دو برادرم کمک میکردم.

  • نخست زاده

    adjective noun
  • بزرگتر

    noun

    Oli totta, että tämä vanhin poika ei ollut koskaan lähtenyt kotoa eikä rikkonut isänsä käskyjä.

    البته، پسر بزرگتر هیچوقت خانه را ترک، و یا از دستور پدرش سرپیچی ننمود.

  • ترجمه های کمتر

    • بزرگترین
    • دادمه
    • مسن ترین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vanhin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vanhin

Vanhin (mormonismi)

+ اضافه کردن

"Vanhin" در فرهنگ لغت فنلاندی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Vanhin در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "vanhin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه