ترجمه "vapaa" به فارسی

آزاد, بدون, بی کار بهترین ترجمه های "vapaa" به فارسی هستند.

vapaa adjective noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزاد

    adjective

    He valitsivat tuon menettelytavan omasta vapaasta tahdostaan, joten Jumala antoi siihen mahdollisuuden.

    آنان این راه را با ارادهٔ آزاد خود انتخاب کردند، بنابراین خدا به آن اجازه داد.

  • بدون

    adposition

    18 Ajattele, miten miellyttävää tulee olemaan elää siten kuin oli tarkoituskin: vapaana huolista, jotka painavat meitä nykyään!

    ۱۸ آیا میتوانی تصور کنی که زندگی واقعی و بدون تشویش و نگرانی، چقدر لذتبخش خواهد بود؟

  • بی کار

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • رها
    • تعهد نشده
    • دارای تحرک
    • دردسترس
    • قابل استفاده
    • مستثنی
    • مستقل
    • معاف
    • منتظر دستور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vapaa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vapaa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vapaa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه