ترجمه "varasto" به فارسی
انبار, انبار غله, انبار گمرک بهترین ترجمه های "varasto" به فارسی هستند.
varasto
noun
دستور زبان
-
انبار
nounYksiköt, epäillyt nähty viimeksi menossa varaston eteläovesta sisään.
به تمام واحدها ، حواستون جمع باشه مظنونين از سمت جنوبي وارد انبار شدن
-
انبار غله
noun -
انبار گمرک
noun
-
ترجمه های کمتر
- ایستگاه راه آهن
- بازخانه
- تهيه
- ذخیره
- زباله
- ستنج
- سپرده
- صندوق تابوت
- مخزن
- مخزن مهمات
- مرکزبازرگانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " varasto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "varasto" با ترجمه به فارسی
-
انباشته کردن
-
ذخیره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن