ترجمه "varoitus" به فارسی
اخطار, هشدار, آگهی بهترین ترجمه های "varoitus" به فارسی هستند.
varoitus
noun
دستور زبان
-
اخطار
nounMinun pitää laulaa äidille varoitus, kun pomoherra Ashley tulee.
من بايد براي مامان ميخواندم تا بهش اخطار بدم كه لرد اشلي رييس داره مياد پايين
-
هشدار
nounSe mitä kirkossa tapahtui, taisi olla varoitus täsmälleen tästä.
من فکر ميکنم اتفاقي که تو کليسا افتاد دقيقا هشداري درياره اين بود.
-
آگهی
noun
-
ترجمه های کمتر
- اندرز
- انصراف
- تذکر
- خبر بد
- شگون
- عبرت
- علامت
- فال
- فال بد
- منع
- نشانه
- نصيحت آميز
- پیشگویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " varoitus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن