ترجمه "vastaaja" به فارسی
متهم, مدعی علیه, مظنون بهترین ترجمه های "vastaaja" به فارسی هستند.
vastaaja
noun
دستور زبان
-
متهم
nounHänkin oli tavannut uhrin ja vastaajan murhailtana.
ايشون هم اون شب يه مواجه ي ناخوشايند با قرباني و متهم داشتن.
-
مدعی علیه
noun -
مظنون
noun
-
ترجمه های کمتر
- میل صوتی
- پاسخ دهي به تماس
- پاسخگو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vastaaja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Vastaaja
-
خوانده
" Viimeistään 24 tunnissa, vastaajaa, " se on Casey,
"... بعد از گذشت 24 ساعت ، خوانده " یعنی کیسی
عباراتی شبیه به "vastaaja" با ترجمه به فارسی
-
شریک جرم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن