ترجمه "verenhimoinen" به فارسی
خونریز, خونی, سفاک بهترین ترجمه های "verenhimoinen" به فارسی هستند.
verenhimoinen
adjective
دستور زبان
-
خونریز
adjective -
خونی
adjective -
سفاک
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verenhimoinen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن