ترجمه "verkko" به فارسی
شبکه, تور, توجه بهترین ترجمه های "verkko" به فارسی هستند.
verkko
noun
دستور زبان
-
شبکه
nounMutta et voi työskennellä toisessa verkossa toista kahta vuotta.
ولي نمي توني تو هيچ شبکه ديگه اي کار کني ، تا دو ساله ديگه
-
تور
nounSiksi meidän on ehkä heitettävä ”verkkomme” eri aikoina ja eri paikoissa.
پس شاید لازم باشد که ‹تور ماهیگیریمان› را در زمان دیگر و حتی مکان دیگری بیندازیم.
-
توجه
noun
-
ترجمه های کمتر
- توری
- خیمه
- شبکه ارتباطی
- مه خفیف
- نقاب
- چادر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " verkko " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Verkko
proper
دستور زبان
Verkko (tähdistö)
-
تئوری شبکه
عباراتی شبیه به "verkko" با ترجمه به فارسی
-
شبکههای معنایی
-
شبکه محیط شخصی
-
گراف جهتدار غیرمدور
-
شبکه رایانه به رایانه
-
درشبکه نهادن
-
شبکه شرکت
-
شبکه موقت
-
وای-فای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن