ترجمه "vertainen" به فارسی

عضو مجلس اعیان, هم دوش, همتا بهترین ترجمه های "vertainen" به فارسی هستند.

vertainen adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • عضو مجلس اعیان

    noun
  • هم دوش

    noun
  • همتا

    noun
  • همشان

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vertainen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "vertainen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه