ترجمه "viallinen" به فارسی

ناکارامد, معیوب, ناقص بهترین ترجمه های "viallinen" به فارسی هستند.

viallinen adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناکارامد

    adjective
  • معیوب

    adjective

    Sähkölaitteisto on viallinen ja vaarallinen.

    سیستم برقرسانی آن معیوب و خطرناک است.

  • ناقص

    adjective

    Fransin suunnitelma oli viallinen.

    نقشه ي فرانسيس ناقص بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " viallinen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "viallinen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه