ترجمه "viimeinen" به فارسی
آخر, آخَر, نهایی بهترین ترجمه های "viimeinen" به فارسی هستند.
viimeinen
adjective
دستور زبان
-
آخر
noun1|se tai hän, joka tulee viimeisenä tai jää viimeiseksi
Tämä oli viimeinen valokuva, joka oli otettu hänestä, ennen kuin hän lähti.
اين آخرين عکسي بود که قبل از رفتنش گرفته.
-
آخَر
-
نهایی
adjectiveMiksi Saatanan viimeinen hyökkäys Jehovan kansaa vastaan on tuomittu epäonnistumaan?
چرا حملهٔ نهایی شیطان علیه قوم خدا با شکست روبرو خواهد شد؟
-
ترجمه های کمتر
- آخرین
- اجل
- اخر
- دورترین
- غایی
- فینال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " viimeinen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "viimeinen" با ترجمه به فارسی
-
خروج · مرگ · کوچ
-
عمر فروشگاهی محصول
-
یکی مانده به آخر
-
روز حساب · روز داوری · روز رستاخیر · روز قیامت · محشر
-
اخر
-
هجای
-
آخرین حربه
-
روغن ساختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن