ترجمه "viljely" به فارسی

كشت, کشت بهترین ترجمه های "viljely" به فارسی هستند.

viljely noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • كشت

    noun
  • کشت

    noun

    Kaikista viljellyistä pelloista sekä viini- ja hedelmätarhoista oli tullut erämaata.

    همهٔ مزارع، تاکستانها، یا باغهای میوه که زیر کشت برده شده بودند، به بیابان مبدل میگشتند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " viljely " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "viljely" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "viljely" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه