ترجمه "virallinen" به فارسی
مجاز ترجمه "virallinen" به فارسی است.
virallinen
adjective
دستور زبان
-
مجاز
adjectiveKiitti, kun olet paras virallinen isä, isä.
مرسي براي بهترين پدر مجاز و رسمي بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " virallinen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "virallinen" با ترجمه به فارسی
-
زبان رسمی
-
اعلان و آگهی · روزنامه · مجله · مجله رسمی
-
بزم · سور · ضیافت · مهمانی
-
غذای مفصل · ناهار
-
دادستان
-
زبان رسمی
-
ایلچی · نماینده پاپ
-
تسلط · غلبه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن