ترجمه "virka" به فارسی

اداره, اجازه نامه, ارباب رعیتی بهترین ترجمه های "virka" به فارسی هستند.

virka noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اداره

    noun
  • اجازه نامه

    noun
  • ارباب رعیتی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تابع
    • خوابگاه کشتی
    • دفتر
    • پروانه
    • یادداشت مختصر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " virka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "virka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "virka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه