ترجمه "viski" به فارسی
ویسکی, ويسكي بهترین ترجمه های "viski" به فارسی هستند.
viski
noun
دستور زبان
-
ویسکی
nounviljasta tislaamalla valmistettu väkevä alkoholijuoma
Söimme ja joimme viiniä, ja sitten joit viskiä Philin kanssa.
ما کنار شام مشروب داشتیم و تو ویسکی و پیل نوشیدی
-
ويسكي
nounLena, viski ilman jäitä.
سلام ، نينا به من يه ويسكي بده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " viski " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "viski"
عباراتی شبیه به "viski" با ترجمه به فارسی
-
part kardan · از جا پریدن · انداختن · زیاد بالا بردن
-
دور انداختن
-
انداختن
-
انداختن
-
ویسکی مخلوط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن