ترجمه "voide" به فارسی

لوسیون, پماد, روغن بهترین ترجمه های "voide" به فارسی هستند.

voide noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • لوسیون

    noun
  • پماد

    noun

    Hän etsi nopeasti ystävänsä ja alkoi laittaa voidetta ja siteitä heidän käsivarsiinsa.

    او به سرعت به دنبال دوستان خود رفته و شروع به گذاشتن پماد و بانداژ بر روی بازوی آنها کرد.

  • روغن

    noun

    Miksi tulee tarpeelliseksi ’voidella kilpi’?

    چرا لازم میشود که ‹سپر را روغن بمالند›؟

  • ترجمه های کمتر

    • روغن مالی
    • شویه
    • مرهم
    • کرم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " voide " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "voide" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "voide" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه