ترجمه "voipunut" به فارسی
استخوانی, خسته, رام نشده بهترین ترجمه های "voipunut" به فارسی هستند.
voipunut
-
استخوانی
adjective -
خسته
adjective -
رام نشده
adjective -
نحیف
adjectivevoipunut myyjä kääntyi siskontyttöni puoleen ja sanoi
و منشی نحیف رو به خواهرزاده من کرد و گفت،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " voipunut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن