ترجمه "voipunut" به فارسی

استخوانی, خسته, رام نشده بهترین ترجمه های "voipunut" به فارسی هستند.

voipunut
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوانی

    adjective
  • خسته

    adjective
  • رام نشده

    adjective
  • نحیف

    adjective

    voipunut myyjä kääntyi siskontyttöni puoleen ja sanoi

    و منشی نحیف رو به خواهرزاده من کرد و گفت،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " voipunut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "voipunut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه