ترجمه "voittamaton" به فارسی
تسخیر ناپذیر, شکست ناپذیر, شکست نخورده بهترین ترجمه های "voittamaton" به فارسی هستند.
voittamaton
adjective
verb
دستور زبان
-
تسخیر ناپذیر
adjective -
شکست ناپذیر
adjectiveJa koska minulla on voittamaton olo...
از اونجایی که زیادی احساس شکست ناپذیر بودن میکنم امروز ، نظرت چیه من و تو به رابطمون یه فرصت بدیم ؟
-
شکست نخورده
adjectiveArmeijani on ollut voittamaton viimeisessä 21 taistelussa.
... ارتش من توی 21 مبارزه آخرش شکست نخورده
-
نباخته
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " voittamaton " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن