ترجمه "yli" به فارسی
در پی, بعد, بعد از بهترین ترجمه های "yli" به فارسی هستند.
yli
adverb
-
در پی
-
بعد
noun adverbMyöhemmin Maxine käsitteli lehtitilaukset, joita tuli yli tuhat viikossa.
بعدها ماکسین کارهای مربوط به آبونهٔ مجلّات را انجام میداد، هر هفته بیش از هزار مجلّه.
-
بعد از
adpositionViimeinen osa päästettiin julkisuuteen vuonna 1960 eli vähän yli 12 vuoden kuluttua siitä, kun tuohon käännöshankkeeseen oli ryhdytty.
در سال ۱۹۶۰، ۱۲ سال بعد از شروع این ترجمه آخرین جلد آن انتشار یافت.
-
ترجمه های کمتر
- عرض چیزی را طی کردن
- و در عين حال
- پس از
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " yli " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "yli" با ترجمه به فارسی
-
زیر گرفتن
-
مذاکره کردن
-
ابر مرد · نیمه خدا
-
غره
-
زیر گرفتن
-
عرض چیزی را طی کردن
-
زیاد کهنه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن