ترجمه "Libanon" به فارسی

لبنان, لبنان بهترین ترجمه های "Libanon" به فارسی هستند.

Libanon
+ اضافه کردن

فارویی-فارسی فرهنگ لغت

  • لبنان

    proper neuter

    Hon kundi ikki lata seg órógva av stórleikanum í kongshøllini, teimum glæsiligu steinsúlunum og útskorna loftinum úr sedrisviði líka úr Libanon.

    شکوه کاخ سلطنتی، ستونهای زیبا و سقفی پرنقش و نگار از چوبهای سرو لبنان نتوانست توجه اِسْتَر را به خود جلب کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Libanon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

libanon
+ اضافه کردن

فارویی-فارسی فرهنگ لغت

  • لبنان

    proper

    Hon kundi ikki lata seg órógva av stórleikanum í kongshøllini, teimum glæsiligu steinsúlunum og útskorna loftinum úr sedrisviði líka úr Libanon.

    شکوه کاخ سلطنتی، ستونهای زیبا و سقفی پرنقش و نگار از چوبهای سرو لبنان نتوانست توجه اِسْتَر را به خود جلب کند.

اضافه کردن

ترجمه های "Libanon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه