ترجمه "beinagrind" به فارسی

استخوانبندی, اسکلت, كالب بهترین ترجمه های "beinagrind" به فارسی هستند.

beinagrind
+ اضافه کردن

فارویی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوانبندی

    feminine

    داربست یا چارچوبی از استخوانهای مربوط به هم که به بدن شکل میبخشد

  • اسکلت

    feminine
  • كالب

    feminine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beinagrind " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "beinagrind"

اضافه کردن

ترجمه های "beinagrind" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه