ترجمه "bygd" به فارسی

ده, دهکده, روستا بهترین ترجمه های "bygd" به فارسی هستند.

bygd noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

فارویی-فارسی فرهنگ لغت

  • ده

    noun feminine
  • دهکده

    noun feminine
  • روستا

    noun
  • قشلاق

    noun feminine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bygd " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "bygd"

اضافه کردن

ترجمه های "bygd" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه