ترجمه "drotning" به فارسی

شهبانو, فرزین, ملکه بهترین ترجمه های "drotning" به فارسی هستند.

drotning noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

فارویی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهبانو

    noun feminine

    Hann setti eisini Vasti frá sum drotning, tá ið hon var honum ólýðin

    خشایارشا وقتی شهبانو وَشتی از او نافرمانی کرد، منصب او را گرفت

  • فرزین

    noun
  • ملکه

    noun feminine

    Ester er drotning, og systkinabarn hennara Mordokai er tann mætasti maðurin, næstur kongi.

    اِستَر ملکه است، و پسر عموی او، مُردِخای بعد از پادشاه قدرتمندترین فرد است.

  • وزیر

    noun feminine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " drotning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "drotning"

اضافه کردن

ترجمه های "drotning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه