ترجمه "fara" به فارسی

رفتن, شدن بهترین ترجمه های "fara" به فارسی هستند.

fara verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فارویی-فارسی فرهنگ لغت

  • رفتن

    verb

    Nú vóru egyptar meir enn hugaðir at lata ísraelsmenn fara.

    پس از آن مصریان مشتاقانه خواستار رفتن اسرائیل شدند.

  • شدن

    verb

    Av onkrari orsøk hevði eg tað ringt um eg skuldi fara einsamøll inn í húsini.

    نمیدانم چرا، ولی به تنهایی وارد خانه شدن برایم واقعاً ضربهای روحی بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fara " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "fara" با ترجمه به فارسی

  • باید برم · باید بروم
  • دادن · پایین آمدن
  • درآمدن · وارد شدن · ورود
اضافه کردن

ترجمه های "fara" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه