ترجمه "hasin" به فارسی

آن, اون بهترین ترجمه های "hasin" به فارسی هستند.

hasin
+ اضافه کردن

فارویی-فارسی فرهنگ لغت

  • آن

    determiner pronoun

    Tá Sámuel sær tann elsta sonin hjá Ísai, Eliab, sigur hann við seg sjálvan: ’Hasin er tann Jehova hevur valt.’

    وقتی سَمُوئیل اَلِیاب، پسر بزرگ یَسّا را میبیند، به خودش میگوید: ‹مطمئناً این آن کسی است که یَهُوَه انتخاب کرده است.›

  • اون

    pronoun masculine

    Tá Sámuel sær tann elsta sonin hjá Ísai, Eliab, sigur hann við seg sjálvan: ’Hasin er tann Jehova hevur valt.’

    وقتی سَمُوئیل اَلِیاب، پسر بزرگ یَسّا را میبیند، به خودش میگوید: ‹مطمئناً این آن کسی است که یَهُوَه انتخاب کرده است.›

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hasin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hasin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه