ترجمه "keisari" به فارسی

امپراتور, سزار, امپراتور بهترین ترجمه های "keisari" به فارسی هستند.

keisari noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فارویی-فارسی فرهنگ لغت

  • امپراتور

    noun

    Men í fjórðu øld tók Konstantin keisari, sum var heiðin, við fráfalna kristindóminum og virkaði fyri at brúka krossin sum kristindómsins merki.

    در قرن چهارم کنستانتین، امپراتور مشرک روم به مسیحیت مرتدی که در آن زمان رواج داشت گروید، و صلیب را سمبول آن دین قرار داد.

  • سزار

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " keisari " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

Keisari
+ اضافه کردن

فارویی-فارسی فرهنگ لغت

  • امپراتور

    noun

    Men í fjórðu øld tók Konstantin keisari, sum var heiðin, við fráfalna kristindóminum og virkaði fyri at brúka krossin sum kristindómsins merki.

    در قرن چهارم کنستانتین، امپراتور مشرک روم به مسیحیت مرتدی که در آن زمان رواج داشت گروید، و صلیب را سمبول آن دین قرار داد.

اضافه کردن

ترجمه های "keisari" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

به دلیل مشکلات فنی مثال‌ها بارگیری نشدند.

no_service