ترجمه "koma" به فارسی
آمدن, رسیدن بهترین ترجمه های "koma" به فارسی هستند.
koma
verb
noun
feminine
دستور زبان
-
آمدن
verbHvussu leingi hevur tú bíðað eftir, at Guds ríki skal koma?
چند وقت است که منتظر آمدن پادشاهی خدا هستید؟
-
رسیدن
verbHetta ger tað lættari hjá boðarunum at koma á boðanarmøti og út í økið.
بدین شکل، ممکن است رسیدن به محل برگزاری جلسه و رفتن به محدوده برای مبشّران آسانتر شود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " koma " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "koma" با ترجمه به فارسی
-
برگشتن
-
دیدَن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن