ترجمه "kurv" به فارسی

زنبیل, سبد بهترین ترجمه های "kurv" به فارسی هستند.

kurv noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

فارویی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنبیل

    noun feminine
  • سبد

    noun feminine

    Hon tók eina kurv og gjørdi hana so tætta at vatn ikki lak inn í hana.

    او یک سبد برداشت و طوری آن را درست کرد که آب به داخل آن نفوذ نکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kurv " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kurv" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه