ترجمه "lív" به فارسی
حیات, زنده, زندگانی بهترین ترجمه های "lív" به فارسی هستند.
lív
noun
neuter
دستور زبان
-
حیات
noun neuterHjá teimum, ið liva samsvarandi kunnskapinum um Gud, vísir hetta seg at vera ein uppreisn til lív.
برای آنانی که مطابق معرفت خدا عمل کنند، این به معنی رستاخیز حیات خواهد بود.
-
زنده
noun neuterÁ tann hátt vísti hann at Gud hevði givið honum vald at vekja deyð til lív.
به این ترتیب قدرت فوقالعادهٔ زنده کردن مردگان را که خدا به او بخشیده بود نشان داد.
-
زندگانی
noun neuter -
زندگی
noun neuterJesus boðar Guds ríki og ofrar lív sítt.
عیسی در بارهٔ حکومت خدا موعظه کرد و زندگی خود را قربانی نمود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lív " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lív
proper
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Lív" در فرهنگ لغت فارویی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lív در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن