ترجمه "træ" به فارسی

دار, درخت, دِرَخت بهترین ترجمه های "træ" به فارسی هستند.

træ noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

فارویی-فارسی فرهنگ لغت

  • دار

    noun
  • درخت

    noun

    Sum eitt rotið træ ber ringa frukt, soleiðis framleiðir falskur átrúni fólk, ið skikka sær illa.

    درست همانطور که درخت بد میوهٔ بد به بار میآورد، دین کاذب نیز انسانهایی به بار میآورد که شرارت میورزند.

  • دِرَخت

  • ترجمه های کمتر

    • شجر
    • چوب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " træ " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "træ"

اضافه کردن

ترجمه های "træ" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه