ترجمه "Éducation" به فارسی
آموزش و پرورش, آموزش, آموزش بهترین ترجمه های "Éducation" به فارسی هستند.
-
آموزش و پرورش
a lancé de nombreuses innovations en éducation, telle l'Université Ouverte
نوآوریهای بسیاری برای آموزش و پرورش بوجود آورد، مانند "دانشگاه باز"
-
آموزش
nounPour les enfants de la guerre, une éducation peut transformer les larmes en passion pour la paix.
برای کودک جنگ، آموزش میتواند اشکهای از دست دادن را به اشتیاق برای صلح تبدیل کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Éducation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Action ou processus de transmission ou d'acquisition de connaissances.
-
آموزش
nounPour les enfants de la guerre, une éducation peut transformer les larmes en passion pour la paix.
برای کودک جنگ، آموزش میتواند اشکهای از دست دادن را به اشتیاق برای صلح تبدیل کند.
-
آموزش و پرورش
چون کودکان نادان و غیرمطلع از فرهنگ به دنیا میآیند، برای یادگیری هنجارهای رفتاری،یادگیری مهارتها،یافتن نقش نیاز به آموزش دارند
a lancé de nombreuses innovations en éducation, telle l'Université Ouverte
نوآوریهای بسیاری برای آموزش و پرورش بوجود آورد، مانند "دانشگاه باز"
-
تعلیم
noun feminineSelon le président du Conseil de l’éducation de Séoul, “ l’exemple en paroles et en actes est la meilleure éducation qu’un enfant puisse recevoir ”.
یک مقام وزارت آموزش و پرورش در سئول، گفت: «رعایت گفتار و اَعمال نیکو بهترین روش تعلیم میباشد.»
-
ترجمه های کمتر
- تدریس
- تربیت
- فن تعلیم
- معرفت
- پرورش
عباراتی شبیه به "Éducation" با ترجمه به فارسی
-
آموزش مستمر
-
سواد رسانهای
-
آموزش غیر رسمی
-
آموزش مستمر
-
آموزش تغذیه
-
آموزش غیر رسمی
-
آموزش بزرگسالان
-
آموزش کشاورزی