ترجمه "Île" به فارسی

جزایر, جزیره, جَزِیرَه بهترین ترجمه های "Île" به فارسی هستند.

Île
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • جزایر

    noun

    Vos ancêtres nous ont vaincus et ont pris les Îles de Fer.

    اجداد شما اجداد ما رو شکست دادن و جزایر آهن رو فتح کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Île " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

île noun feminine دستور زبان

Terre entourée d’eau [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • جزیره

    noun

    خشکیای که در میان آب محصور شده است [..]

    Des scientifiques de Landsat ont découvert une île par satellite.

    ولی دانشمندان لندست ، یه جزیره ی جدید از روی ماهوارشون کشف کردند.

  • جَزِیرَه

  • جزایر

    noun feminine

    Et ceci est également vrai sur certaines îles océaniques.

    و این در مورد بعضی از جزایر اقیانوسیه نیز صادق است.

  • ترجمه های کمتر

    • jazire
    • آداک
    • تحت محاصره
    • جزیره کوچک

تصاویر با "Île"

عباراتی شبیه به "Île" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Île" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه