ترجمه "ça" به فارسی
آن, که, او بهترین ترجمه های "ça" به فارسی هستند.
ça
pronoun
دستور زبان
La chose qui est montrée (à une certaine distance de celui qui parle, ou précédemment mentionnée, ou à un autre moment)
-
آن
pronounC'est encore trop tôt pour parler de ça.
الآن هم هنوز زود است که راجع به آن صحبت کنیم.
-
که
adjective conjunction pronoun nounJe ferais mieux de ne pas manger ça.
ترجیح می دهم که نخورمش.
-
او
pronoun neuterC'est non seulement inadéquat, mais ça devient vraiment dangereux.
اون فقط نامناسب نیست، واقعا" داره خطرناک می شه.
-
ترجمه های کمتر
- او را
- اون
- نهاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ça " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ça" با ترجمه به فارسی
-
همین · همین است
-
به تاخت رفتن
-
بدلیل آن
-
بسیار خوب
-
حالت خوبه؟ · حالتان خوب است؟
-
می صرفه
-
مشتاق دیدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن