ترجمه "étranger" به فارسی

خارجی, اجنبی, بیگانه بهترین ترجمه های "étranger" به فارسی هستند.

étranger adjective noun masculine دستور زبان

Qui vient de l’extérieur [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خارجی

    adjective noun

    D’un autre pays

    Le chinois est beaucoup plus difficile que d'autres langues étrangères.

    زبان چینی از دیگر زبانهای خارجی مشکلتر است.

  • اجنبی

    noun

    Personne qui est originaire d'un autre pays.

  • بیگانه

    adjective noun

    personne qui n'a pas la nationalité du pays où il se trouve au moment concerné;

    Finies les frontières que l’homme a tracées et qui font de chaque humain un étranger potentiel !

    مرزهایی که ملتها کشیدهاند و انسانها را نسبت به یکدیگر «بیگانه» ساخته است تا ابد نابود خواهد شد.

  • ترجمه های کمتر

    • غریبه
    • اجنبى
    • انتقال دادن
    • بيگانه
    • خارجى
    • غریب
    • غریبه بودن
    • منحرف کردن
    • ناسازگار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " étranger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "étranger" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "étranger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه