ترجمه "Automatique" به فارسی

کنترل خودکار, خودکار, اتوماتیک بهترین ترجمه های "Automatique" به فارسی هستند.

Automatique
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنترل خودکار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Automatique " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

automatique adjective noun masculine دستور زبان

Qui se produit spontanément ou sans intervention.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودکار

    noun

    Le pilote automatique du cerveau est dans une structure nommée striatum.

    و حالت خودکار مغز در ساختاری است به نام «جسم مخطط».

  • اتوماتیک

    adjective

    Le bureau du légiste venait d'installer un système de dictée automatique.

    دفتر پزشکی قانونی تازگی یه سیستم نگارش اتوماتیک نصب کرده بودن

  • مهندسی کنترل

    une partie de l'ingénierie d'automatisation

عباراتی شبیه به "Automatique" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Automatique" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه