ترجمه "Balance" به فارسی
ترازو, ترازو, میزان بهترین ترجمه های "Balance" به فارسی هستند.
Balance
proper
feminine
دستور زبان
Balance (constellation) [..]
-
ترازو
nounOu tu l'aurais mise sur cette balance, comme Urmila.
خوب کاري کرد فرار کرد وگرنه باباش اونو با زن داداش رو ترازو ميذاشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Balance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
balance
noun
verb
feminine
دستور زبان
Dispositif permettant de régler les volumes des voies gauche et droite d'un ensemble stéréophonique, l'une par rapport à l'autre. [..]
-
ترازو
noun feminineinstrument de mesure qui sert à évaluer des masses [..]
Ou tu l'aurais mise sur cette balance, comme Urmila.
خوب کاري کرد فرار کرد وگرنه باباش اونو با زن داداش رو ترازو ميذاشت
-
میزان
noun feminineAppareil servant à mesurer le poids de quelque chose.
-
ترازوها
-
ترجمه های کمتر
- برج میزان
- موازنه
تصاویر با "Balance"
عباراتی شبیه به "Balance" با ترجمه به فارسی
-
خیشها · خیشهای واگرد روي ديرك · گاوآهنها
-
تعادل رنگ سفید
-
تعادل انرژی · موازنه انرژی
-
میزان تجاری
-
تعادل طبيعت
-
تراز پرداختها · موازنه پرداختها
-
تراز بازرگانی · تراز تجاری · موازنه تجاری
-
سنجیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن