ترجمه "Barbecue" به فارسی

باربیکیو, کبابپز, باربیکیو بهترین ترجمه های "Barbecue" به فارسی هستند.

Barbecue
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • باربیکیو

    Je vais allumer le barbecue.

    من میرم باربیکیو رو روشن کنم.

  • کبابپز

    Tu dois rester à au moins quatre mà ̈ tres de ce barbecue.

    بايد 5 متر از اون کبابپز دور بموني

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Barbecue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

barbecue noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • باربیکیو

    Je vais allumer le barbecue.

    من میرم باربیکیو رو روشن کنم.

  • بریانی

    noun masculine
  • کباب کردن

    verb masculine

    On dirait que quelqu'un a fait un barbecue.

    بويي مياد که انگار کسي رو کباب کردن

  • گریل

    noun masculine

عباراتی شبیه به "Barbecue" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Barbecue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه