ترجمه "Canard" به فارسی
مرغابیسانان, اردک, مرغابی بهترین ترجمه های "Canard" به فارسی هستند.
Canard
-
مرغابیسانان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Canard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
canard
noun
masculine
دستور زبان
oiseau [..]
-
اردک
nounOiseau [..]
Avec un peu de thermodynamique apprise grâce au canard, vous expliquez les frigos.
وقتی با کمک اردک کمی ترمودینامیک یاد گرفتید میتوانید یخچالها را هم توضیح دهید.
-
مرغابی
nounterme générique qui désigne des oiseaux aquatiques
Une plume, quelques feuilles, saucisses de canard, amandes, et un peu de fromage.
یک پر برای نوشتن ، مقداری کاغذ نوشتن ، سوسیس مرغابی مقداری مغز بادوم و مقداری پنیر سفت
-
اردکها
Et les poulets et canards, les oies et les dindes sont bêtes comme leurs pieds.
و جوجهها و اردکها و غازها و بوقلمونها اساسا خیلی خنگ هستن.
-
ترجمه های کمتر
- ordak
- آناس
- اردكهاي بالغ نر
- بت
- جا خالی دادن
- خبردروغ
- دامن دوختن
- شایعات
- كايرينا
- مرغابی نر
- پنهان شدن
تصاویر با "Canard"
عباراتی شبیه به "Canard" با ترجمه به فارسی
-
سهل · نسیم
-
سيتومگالوويروس · هرپتوويريده · هرپسويروسها · هرپسویریده · ويروس اردكمرگي · ويروس هرپس سيمپلكس
-
مرغابی سیاه آرام
-
اردک آبی
-
اردک قهوه ای
-
خوتکای سالوادوری
-
هپاتيت ويروسي اردك
-
مرغابی ملر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن