ترجمه "Colique" به فارسی

قولنج, قولنج, اسهال بهترین ترجمه های "Colique" به فارسی هستند.

Colique
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • قولنج

    noun

    SL : Quand tu étais bébé, tu avais des coliques très intenses, et tu n'arrêtais pas de pleurer.

    سارا: من یادم میاد که وقتی تو کوچک بودی٬ قولنج بدی داشتی٬ همین جور گریه می کردی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Colique " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

colique noun feminine دستور زبان

Émotion ressentie par anticipation d'une douleur ou d'un danger spécifique. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • قولنج

    noun feminine

    SL : Quand tu étais bébé, tu avais des coliques très intenses, et tu n'arrêtais pas de pleurer.

    سارا: من یادم میاد که وقتی تو کوچک بودی٬ قولنج بدی داشتی٬ همین جور گریه می کردی.

  • اسهال

    noun

    Condition dans laquelle on souffre d'évacuations intestinales fréquentes et liquides.

  • قولنج (شکم)

  • ترجمه های کمتر

    • کولنج
    • کولیک
    • کولیک.

عباراتی شبیه به "Colique" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Colique" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه