ترجمه "Colostomie" به فارسی

کولوستومی, کولونسنبی, کولوستومی بهترین ترجمه های "Colostomie" به فارسی هستند.

Colostomie
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • کولوستومی

    Mais de nouveau j’ai eu besoin d’une opération, cette fois une colostomie.

    اما بار دیگر لازم بود تحت عمل جرّاحیای به نام کولوستومی قرار گیرم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Colostomie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

colostomie noun feminine
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • کولونسنبی

  • کولوستومی

    noun feminine

    Mais de nouveau j’ai eu besoin d’une opération, cette fois une colostomie.

    اما بار دیگر لازم بود تحت عمل جرّاحیای به نام کولوستومی قرار گیرم.

اضافه کردن

ترجمه های "Colostomie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه