ترجمه "Fatigue" به فارسی

خستگی, خستگی, خستگی (پزشکی) بهترین ترجمه های "Fatigue" به فارسی هستند.

Fatigue
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خستگی

    noun

    N’oubliez pas que le sommeil est primordial pour mieux gérer la fatigue liée au deuil.

    خواب برای فرد داغدار بهخصوص اهمیت دارد تا بتواند با خستگی ناشی از غم و ناراحتی کنار آید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fatigue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

fatigue noun feminine دستور زبان

Sensation de faiblesse physique [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خستگی

    noun

    N’oubliez pas que le sommeil est primordial pour mieux gérer la fatigue liée au deuil.

    خواب برای فرد داغدار بهخصوص اهمیت دارد تا بتواند با خستگی ناشی از غم و ناراحتی کنار آید.

  • خستگی (پزشکی)

    sensation d’affaiblissement physique ou psychique

  • رخوت

    noun feminine

    État de faiblesse physique et/ou mentale et de manque de vigueur.

    19 Beaucoup sont d’avis qu’une activité physique énergique et régulière atténue la fatigue.

    ۱۹ بسیاری بر این باورند که تحرّک و فعالیت مرتب شخص را از حالت رخوت و خمودی بیرون میآورد.

عباراتی شبیه به "Fatigue" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Fatigue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه