ترجمه "Infrarouge" به فارسی

تابش زیر قرمز, تابش فروسرخ, فروسرخ بهترین ترجمه های "Infrarouge" به فارسی هستند.

Infrarouge
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابش زیر قرمز

  • تابش فروسرخ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Infrarouge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

infrarouge adjective noun masculine دستور زبان

Partie invisible de la lumière avec des longueurs d'onde plus grandes qui sont ressenties comme radiation de chaleur.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • فروسرخ

    ondes électromagnétiques d'une longueur d'onde supérieure à celles de la lumière visible

    J'étudie cet objet dans différentes lumières, dans l'ultraviolet, le visible et le proche infrarouge.

    من این شیء را در نورهای مختلف مطالعه کردم -- نور فرابنفش، نور مرئی و نزدیک به فروسرخ.

  • فرو سرخ

    adjective noun masculine

    au milieu, une caméra infrarouge ;

    در سمن چپ میانه دوربین فرو سرخ قرار دارد.

  • مادون قرمز

    La lentille infrarouge devrait virtuellement démasquer les Ghost.

    لنزهای مادون قرمز باید بتونن قیافه ی دوستای اشباحمون رو نشون بدن

تصاویر با "Infrarouge"

عباراتی شبیه به "Infrarouge" با ترجمه به فارسی

  • تابش زیر قرمز · تابش فروسرخ
  • جستجو و ردیابی فروسرخ
  • عکاسی مادون قرمز
  • طيفنمایی ان.آي.آر · طيفنورسنجي زيرقرمز · طیفنمایی فروسرخ نزدیک · طیفنورسنجی فروسرخ · طیفنورسنجی فروسرخ نزدیک
  • طيفنمایی ان.آي.آر · طيفنورسنجي زيرقرمز · طیفنمایی فروسرخ نزدیک · طیفنورسنجی فروسرخ · طیفنورسنجی فروسرخ نزدیک
  • ستارهشناسی فروسرخ
اضافه کردن

ترجمه های "Infrarouge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه