ترجمه "Norme" به فارسی

نرم, استانداردها, هنجار بهترین ترجمه های "Norme" به فارسی هستند.

Norme
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • نرم

    noun

    un chiffre qui est destiné à décrire un objet mathématique

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Norme " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

norme noun feminine دستور زبان

Quelque chose considéré par une autorité ou un accord général comme une base pour la comparaison. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • استانداردها

    Apparemment, les salons de tatouages vénézueliens ont des normes, finalement.

    ظاهرا خالکوب هاي ونزوئلايي استانداردها رو رعايت کردن.

  • هنجار

    noun feminine

    Pourquoi la défiance du néerlandais est l'anomalie plutôt que la norme?

    چچرا مخالفت اون هلندی به جای اینکه هنجار باشه ناهنجاره ؟

  • استانداردهاي غذايي

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • ضابطه
    • قاعده
    • ماخذ قانونی
    • معدل
    • معیار
    • مقیاس
    • ملاک
    • میزان
    • نرم
    • نُرم

عباراتی شبیه به "Norme" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Norme" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه