ترجمه "Ordinaire" به فارسی
کشش دارای اختیارات عادی, عادی, معمولی بهترین ترجمه های "Ordinaire" به فارسی هستند.
Ordinaire
-
کشش دارای اختیارات عادی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ordinaire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ordinaire
adjective
noun
masculine
دستور زبان
instantané (café moulu) [..]
-
عادی
adjectiveCela semble très abstrait pour des gens ordinaires comme vous et moi.
این برای من و شما و مردم عادی خیلی بعید است.
-
معمولی
adjectiveCe n'est pas un élève ordinaire.
او یک دانش اموز معمولی نیست.
-
رنگ
nounc'est de la matière ordinaire qui est transformée en étoiles et en galaxies.
و مواد زرد رنگ، نوع معمولي ماده هستند كه به ستاره ها و كهكشانها تبديل شده اند.
-
ترجمه های کمتر
- سایه رنگ
- متداول
عباراتی شبیه به "Ordinaire" با ترجمه به فارسی
-
جلسه معين
-
بابونه آلماني · بابونه شیرازی · بابونه وحشي · ماتريكاريا ركوتيتا · ماتريكاريا كاموميلا · کامومیلا رکوتیتا
-
گندم معمولي · گندم نان · گندم نرم
-
کمینه مربعات خطی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن