ترجمه "Spaghetti" به فارسی

اسپاگتی, خوراک رشته فرنگی, اسپاگتی بهترین ترجمه های "Spaghetti" به فارسی هستند.

Spaghetti
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسپاگتی

    noun

    pâtes alimentaires longues et fines, à section circulaire

    Le chat a dû se suicider parce qu'il s'appelait Spaghetti.

    گربه احتمالا خودکشی کرده چون اسمش اسپاگتی بوده

  • خوراک رشته فرنگی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Spaghetti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

spaghetti noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسپاگتی

    noun

    Dix petits bols de pâtes, avec une sauce spaghetti différente dans chaque bol.

    ده کاسه کوچک پاستا، با سس های اسپاگتی متفاوت در هر کدام.

  • اسپاگتي

    noun masculine

    Toi qui est d'origine italienne, appeler a spaghetti est un péché.

    به عنوان يه ايتاليايي ، به اين اسپاگتي گفتن يه گناه کبيره است.

  • خوراک رشته فرنگی

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • رشتهجات
    • رشتهفرنگيها
    • ماكاروني
    • نیرشته

عباراتی شبیه به "Spaghetti" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Spaghetti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه