ترجمه "Suspension" به فارسی
تعلیق, سوسپانسیون, تعلیق بهترین ترجمه های "Suspension" به فارسی هستند.
Suspension
-
تعلیق
Je n'ai jamais vu la suspension électromagnétique sur un vélo.
تا حالا تعلیق الکترومغناطیسی رو روی هیچ دوچرخه ای ندیدم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Suspension " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
suspension
noun
feminine
دستور زبان
Mélange hétérogène d'un liquide et d'un solide finement dispersé dans celui-ci.
-
سوسپانسیون
mélange hétérogène
-
تعلیق
noun feminineJe n'ai jamais vu la suspension électromagnétique sur un vélo.
تا حالا تعلیق الکترومغناطیسی رو روی هیچ دوچرخه ای ندیدم.
-
سوسپانسيونها
noun -
پاشندگیها
noun
عباراتی شبیه به "Suspension" با ترجمه به فارسی
-
سیستم تعلیق
-
سیستمهای تعلیق · ضربهگيرها
-
ذرات معلق
-
سوسپانسيونها (وضعيت فيزيكي)
-
جامپ شات
-
بریده گویی · حذف · سه نقطه · سهنقطه
-
تکنیکهای کشت · فنون زيستي · فنون کشت · كشت تعليقي
-
كودهاي شيميايي معلق · محلولهاي كود شيميايي · کودهای شیمیایی مایع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن